سید جواد ذاکر دیگه لحظه شماری میکنیم برای محرم ولی .................................................
سر زد از جیب فلک باز هلال قمری که محرم شد گردید حسینم سفری
سیدی یا مظلوم یا اباعبدالله
سر زد از جیب فلک باز هلال قمری که محرم شد گردید حسینم سفری
شد پریشان دلم از رویت این طرف هلال که چه سود فلک خود از این خیره سری
کعبه آن روز سیه پوش از ماتم تو که نشد سعی تو از بهر طوافش سپری
ناله ها بود که می رفت به سکان سماوات اشک ها بود که می ریخت ز چشمان تری
خبر از حال حسین بن علی دارد و بس هر که دارد چو علی اکبر لیلا پسری
زینب آن شیر زن بیشه اقلیم وجود که نظیرش نتوان یافت به هر بوم و بری
سر زد از جیب فلک باز هلال قمری که محرم شد گردید حسینم سفری
امشب از عشق حسین دل ما غرق غم است خون اگر گریه کنیم در عزای او کم است
سیدی یا مظلوم یا اباعبدالله
یه نوحه از سید جواد ذاکر mp3دل حرم کباب شد
یه نوحه از سید جواد ذاکر که شعرشو نوشتم
نوشته شده توسط محسن در بیست و دوم آذر 1388 ساعت 14:7 موضوع | لینک ثابت
اي شيعه بزن ناله و فرياد امشباز غربت آن غريب کن ياد امشب مسموم شد از زهر، جواد بن رضا
در حجره ي در بسته ي بغداد امشب
شهادت مظلومانه جوانترين شمع هدايت و نهمين بحر کرامت، تسليت و تعزيت باد

سيد جواد ذاكر مارو فراموش نكن
کن نگاهي سوي مضطر من
تا تو باشي در کنارم شاه شاهانم
کربلاي تو حسين جان قبله جانم
من بدونمهر وعشقت بنده اي پستم
زشت و زيبا خوب يا بد دل به تو بستم
سرراه تو نشسته ام بخدا من زار و خسته ام
گرچه دستانم تهي شده سرراه تو نشسته ام
یه نوحه از سید جواد ذاکر mp3دلم به عشق يارب
یه نوحه از سید جواد ذاکر مناسير زلف يارم
نوشته شده توسط محسن در دوم آذر 1388 ساعت 11:22 موضوع | لینک ثابت
ولادت حضرت معصومه کریمه اهل بیت و ستاره پر فروغ ایران زمین و همچنین روز ملی دختران را به همه
شیعیان کریم اهل بیت تبریک و تهنیت عرض میکنم
نوشته شده توسط محسن در سوم آبان 1388 ساعت 15:37 موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط محسن در نوزدهم شهریور 1388 ساعت 5:56 موضوع | لینک ثابت

سلام . ماه رمضون امسال هم اومد . خدا رو شکر می کنم که این فرصت رو به من عنایت کرد تا بتونم امسال هم از برکات این ماه استفاده کنم . خدا رو شکر می کنم که میتونم تو مهمونی خدا شرکت کنم . چه زیباست که آدم بتونه تو مهمونییی شرکت کنه که خدا میزبان او مهمونی باشه . امکان نداره که مهمون چیزی از صاحب خونه بخواد و واسش فراهم نشه . از ترس آبرو هم که شده حتما صاحب خونه واسش فراهم می کنه . حالا که مهمون خدا شدم می خوام ازش چیزای خوبی طلب کنم . فرج مهدی فاطمه . شفای همه ی اونایی که التماس دعا داشتن .. زیارت حرم خوشگل آقامون حسین(ع) . بخشش گناهام و...
مطمئنم که دست رد به سینم نمی زنه .می دونم که بنده ی فراریشو رد نمی کنه . مگه خود خدا نفرموده که هرموقع خواستید با کسی درد ودل کنید بیاید پیش خودم . مگه خودش نفرموده که اگه بندم یه قدم به طرف من برداره من قدم ها به طرفش برمیدارم . مگه خودش نفرموده که بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارو .
پس اگه هنوزم با تموم وجود به مهمونیه خدا نرفتی ، دیر نشده . از همین حالا شروع کن ... بسم الله
نوشته شده توسط محسن در هجدهم شهریور 1388 ساعت 6:28 موضوع | لینک ثابت
يک روز عمر به امير المومنين (ع)گفت :من امروز ناهار چي ميخورم؟
امير المومنين (ع):شير برنج
عمر:براي اينکه حرفت اشتباه در بياد وسر لج تو هم شده يه چيز ديگر ميخورم
امير المومنين (ع):باشه...
عمر رفت خونه گفت :ناهار چي داريم؟
همسرش:شير برنج
رفت خونه مامانش . ناهار چي داريد؟شير برنج
خونه خواهرش همينطور
هر جا توانست رفت همه شيربرنج داشتن
ناراحت شد از شهر رفت بيرون
يک کاروان ديد گفت به من ناهار ميدين؟
گفتن باشه بشرطي که غذامون را هم بزني
رفت هم زد ديد شير برنجه
از غذا نخورد کاروانيها گفتند چرا نميخوري؟
گفت دوست ندارم
بهش شک کردند گفتند بايد بخوري اما قبول نکرد
گرفتند کتکش زدند تا بخوره مطمِِِين بشوند چيزي تو غذا نريخته
به زور خورد
فرداش
امير المومنين (ع):ديروز ناهار چي خوردي؟
عمر:شير برنج نخوردم
امير المومنين (ع):خوردي همراه با کتک...
نوشته شده توسط محسن در پانزدهم شهریور 1388 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت
۴ تا لینک مداحی از حمید علیمی فاطمیه ۸۶ هیئت مجمع النور کاشان
بین تموم عالم کرب وبلا رو عشقه
دلم توی مدینه است شدم شریک غمها
خاک قدم سینه زناتم دیوونه ایوون طلاتم
نوشته شده توسط محسن در هفتم شهریور 1388 ساعت 16:35 موضوع | لینک ثابت
اینم دانلود سخنرانی حاج آقا دارستانی در سالگرد سید جواد ذاکر که در هیئت دیوانگان حسین کاشان هست
دانلود سخنرانی حاج آقا دارستانی در سالگرد سید جواد ذاکر
نوشته شده توسط محسن در هفتم شهریور 1388 ساعت 16:32 موضوع | لینک ثابت
سلام خدمت همه دوستان و فرارسیدن ماه مبارک رمضان را بهتون تبریک میگم و امیدوارم نماز و روزه هاتون قبول باشه.
شرمنده یه مدت نتونستم یه سر به وبلاگ بزنم.
نوشته شده توسط محسن در هفتم شهریور 1388 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت
سید جواد ذاکر برای ما هم دعا کن
بشنو از اين مي پرست مي زده
داستان مي خوري در ميكده
دوش رفتم بر در ميخانه اي
تا بگيرم ساغرو پيما نه اي
بر در ميخانه ديدم ناگهان
مي پرستان بر جمله و شور و فغان
بر يكي ساغر به دست نزاره گر
بر رخ ساغي كه گردد جلوه گر
هر يكي ميخواست مي مستي كند
هركه هستي هاي هستي كند
تكه ساغر امدو با صدخروش
گفت كه مي خارانه باده نوش
كيست غوغا بر در اين مي كده
نظم اين ميخانه را بر هم زده
مي پرستان جمله اوردند به جوش
بانگ سر دادند با جوش وخروش
كه تو سا غي همه دلهاي ما
بادهاي كن در اين پيمانه ها
در ميان مي خاره اي بس بي شكيب
صد نهيب و اندر و صدها لحيب
گفت امشب از همه شبها جداست
همنشين مي خوران امشب خداست
گفت ساغاي را كه اي پير گران
كن دگر گفت و شنود خود تمام
ان خمي سر بسته عطر را باز كن
بساط شورو مستي را ساز كن
من چه گويم روي خم اين مطلب
گوی یا نامش جناب زینب است
اينم يه نوحه از سيد جواد ذاكر كه شعرشو نوشتم
یه نوحه از سید جواد ذاکر توی بسم الله الرحمن الرحیم mp3
نوشته شده توسط محسن در بیست و هفتم تیر 1388 ساعت 13:12 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY